از زمان تشخیص تمایزات ماهوی میان پدیدارهای طبیعی و انسانی، شناخت و بکارگیری روش های علمی متناسب با پرسش های حوزه علوم اجتماعی، همواره از جمله زمینه های حساس و پویای روش شناسی این علوم بوده است. این موضوع در خصوص مطالعات سیاست عمومی نیز صادق است. در ذیل این تلاش ها برخی پژوهشگران با مدنظر قراردادن اختلافات میان عقاید اثبات گرا و پسااثبات گرا، ایده «چارچوب تحلیل روایی سیاست» را معرفی نموده اند. باور مشترک این جریان تاکید بر برتری روایت ها در برساختن جهان اجتماعی انسان ها است. مقاله حاضر تلاش دارد با معرفی «چارچوب تحلیل روایی سیاست» که کم تر از ده سال از عمر آن می گذرد راهگشای پژوهشگران در درک ابعاد نظری و عملی این چارچوب باشد. بر این اساس تلاش شده است علاوه بر ارایه مبانی نظری چارچوب تحلیل روایت، نحوه پیاده سازی آن در پژوهش نیز به صورت گام به گام تشریح شود.